الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
398
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
و تباهى ، بر حذر داشت هرگاه به عواطف خود پاسخ دهند و مصلحت امّت را مقدم نشمارند ، پس فرمود : « هيچ كس پيش از من كسى را به دعوت براى حق و صلهء رحم و بذل كرم نشناخته است ، پس سخنم را گوش فرا دهيد و گفتارم را دقت كنيد تا مبادا اين امر را پس از امروز چنان ببينيد كه شمشيرها در آن كشيده شود و پيمانها در آن شكسته گردد تا آنجا كه بعضى از شما پيشوايان اهل گمراهى و پيروان اهل جهالت گرديد . . . » « 1 » . ( 1 ) اگر آنها سخنش را مىشنيدند و به گفتارش توجه مىكردند ، امّت را از امواج بنيان برانداز حفظ مىكردند و خير فراگير را نصيبش مىساختند ولى آنها به دنبال شهوت ملك و قدرتپرستى روان شدند و پيشگويى امام ، محقق گرديد به طورى كه جز اندكى وقت نگذشته بود كه شمشيرها كشيده شد و جنگها پراكنده گرديد و فتنهها و هوسها حاكم شد و بعضى از آنان پيشوايانى براى اهل گمراهى و پيروان اهل جهالت گشتند . ( 2 ) بحث و جدل ميان آن عده درگرفت و به نتيجهء مطلوبى نرسيدند و جلسه بدون دستيابى به هدف ، پايان يافت در حالى كه گروههاى مردم با بىصبرى منتظر نتيجهء قطعى بودند . جلسه بار ديگر تشكيل شد ولى باز هم به شكست منجر گرديد ، پس ابو طلحهء انصارى روى به آنها نمود و با تهديد و وعد وعيد به آنها گفت : « نه ، قسم به آنكه جان عمر در دست اوست ! بيش از سه روزى كه برايتان تعيين شده است ، مهلت بيشترى به شما نمىدهم . . . » ( 3 ) روز سوم كه آخرين مهلت آنان بود فرا رسيد و جلسه تشكيل شد و به يكباره انگيزههاى قبيلهاى دور از مصلحت امّت ، پديدار گشت ، زيرا طلحه حق
--> ( 1 ) محمد عبده ، شرح نهج البلاغه 25 / 31 .